وقتی کریمی در جریان موضوع قرار گرفت بغضش ترکید. او که با یکی از خبرنگاران مشورت می‌کرد تا بداند در شرایط این چنینی صلاح است چه کاری انجام دهد با صدایی که به هق هق می‌مانست از رویانیان و رفتار‌های او گله می‌کرد.

کریمی می‌گفت:« یک بار اخراجم کردند. یک بار گفتند نیمکت نشین بازی با کره را بت نکنید بازهم چیزی نگفتم. گفتند نمی‌خواهیمت چیزی نگفتم. گفتند تیم را به هم می‌ریزی چیزی نگفتم. گفتند کریمی به درد تیم ما نمی خورد، گفتم به روی چشم می‌روم تا شما موفق بشوید، اما نمی دانم با این جمله چه کار کنم. کجای من شبیه ام الفسادهاست؟ اصلاً فهمیده چه کلمه زشتی علیه من به زبان آورده است؟ می‌دانم که خدا جواب این آدم را می‌دهد.



حداقل جلوئ هواداران آبروی من را نمی برد. به خدا هروقت توی کوچه و خیابان درباره رویانیان از من می‌پرسند، من می‌گویم برایش احترام قایل هستم، اما این آقا رفته جلوی یک جمع عظیمی آن حرف‌های زشت را علیه من به زبان آورده. به خدا امشب تا صبح نمی توانم چشم روی چشم بگذارم. ماندم جواب خانواده ام را چه بدهم.» حرف‌های جادوگر در یک مکالمه کاملاً خودمانی به زبان آورده شد و اصلا جنبه مصاحبه ندارد، اما شاید برای آن‌های که می‌خواستند بدانند حال کریمی بعد از حرف‌های رویانیان چگونه بود، شاید شنیدن این نقل قول بتواند کارساز باشد.


کریمی عزیز مطمئن باش خدا جوابی که لایقش باشه بهش میده برای ما تو سالاری کارهای خیر خواهانه و مرام پهلوانی تو برای ما دوستدارانت اشکار است زمستان میرود و رو سیاهی برای ذغال باقی میماند اینده معلوم میکند که چه کسی ام الفساد است

افکارنیوز